در زمينهٴ تاريخي، اداري، حكايات، شرح حال، باستانشناسي؛ درمتمم آن جغرافياي طبيعي (اوضاع طبيعي و محصولات، آبوهوا، پستيوبلنديها، رودها و غيره) بود. يادداشت مرا در
مقدمه، ج 1، ص 676 ببينيد؛ همچنين گاردنر (ص 102، 1938). همين مطلب درمورد مقام جغرافيا در تاريخنويسي كُره صادق است.1 اين آميزش تاريخ با جغرافيا، يا تبديل كامل جغرافيا به شاخصههاي انساني، تنها ويژهٴ چين و كره نبود، بلكه در اروپا هم تقريباً تا زمان ما همين طور بود. اما روش چينيان در اين زمينه با اروپا تفاوت اساسي داشت و رشد زيادي يافت. قديمترين فرهنگ جغرافيايي موجود به نام
هوايانگ كوچيه در سال 347 به اهتمام چئانگ چو تأليف شد و اختصاص به كشوري دارد كه اينك در جنوب سسوچوان واقع است. حدود 400 فرهنگ جغرافيايي (كه از آنها تنها 28 فرهنگ موجود است) در دورهٴ سلسلهٴ سونگ تأليف شد و حدود 79 فرهنگ در زمان سلسلهٴ يوآن (كه 11 فرهنگ آن باقي است).
در سال 1930 چئو شوان ـ يينگ در كتابش بهنام مطالعات مقدماتي دربارهٴ فرهنگهاي جغرافيايي، تاريخ و فهرست معقولي از فرهنگهاي جغرافيايي بهدست داد، ولي از آن پس فرهنگهاي جغرافيايي بيشتري شناخته شده است. ارقام ذكرشده در فراز بالا از آقاي چوشيهـ چيا بهدست آمده2 كه اينك معتبرترين شخصيت در اين زمينه است.
بهعنوان نمونهاي از آثار مكانشناسي در نيمهٴ اول سدهٴ چهاردهم كافي است به تأليف هوانگچين اشاره شود كه در ثيـ وو در ايالت چكيانگ بهدنيا آمد و به توصيف زادگاه خود پرداخت. احتمالاً اين كتاب پس از سال 1315 تأليف شده است.
3. نقشهنگاري. نقشهنگاري در چين، اگر جلوتر از مكانشناسي نباشد، بههمان قدمت است.
پيشيو (سوم ـ 2) را پدر نقشهنگاري علمي در چين ناميدهاند! ولي قديمترين نقشههاي موجود از سال 1137 است (مقدمه، ج2، ص 825، 1043). نقشهٴ مفصلي از چين بهنام
يو ـ تئو در سالهاي 1311 ـ 1320 بهوسيلهٴ چو سسوـ پن كشيده شد؛ اين نقشه با پيروي از سنتهاي كهن به مربعهايي تقسيم شده بود كه اضلاع آن اندازهٴ معيني را برحسب لي نشان ميداد. چنين تقسيمي عموماً دهدهي، ولي مستقل از ترسيم نقشه بود. اين نشان ميدهد كه نقشهكشي چيني هنوز براساس انحناي سطح زمين نبود.
يو ـ تئو گم شده است، ولي جنبههاي اصلي آن تا پايان سدهٴ شانزدهم در همهٴ نقشههاي بعدي دنبال شد، تا در آن هنگام ماتئو ريتچي كشيش، اصول تازهاي را معرفي كرد (1584).